دوره 1، شماره 1 - ( پاییز و زمستان 1404 )                   جلد 1 شماره 1 صفحات 136-129 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

(2026). The Effect of Time Rent on the Completion of Construction Projects: A Case Study of Agricultural Conversion and Complementary Industries in Mazandaran Province. Economy and Food Security. 1(1), 129-136. doi:10.61882/efs.2025.39
URL: http://efs.sanru.ac.ir/article-1-39-fa.html
زاهدیان تجنکی رقیه.(1404). اثر رانت زمان بر تکمیل پروژه‌‌های احداث: (مطالعه موردی صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی استان مازندران) اقتصاد و امنیت غذایی 1 (1) :136-129 10.61882/efs.2025.39

URL: http://efs.sanru.ac.ir/article-1-39-fa.html


دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
چکیده:   (1372 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: استقرار صنایع کشاورزی، به‌ویژه صنایع تبدیلی و تکمیلی، در مناطق روستایی نقش بسیار مهمی در توسعه پایدار روستاها ایفا می‌کند. این صنایع با ایجاد فرصت‌های شغلی جدید، افزایش درآمد خانوارهای روستایی و بهبود سطح رفاه اقتصادی، می‌توانند به‎ طور مؤثری از مهاجرت نیروی کار روستایی به شهرها جلوگیری نمایند. مهاجرت بی‌رویه روستاییان به شهرها علاوه ‎بر ایجاد مشکلات اجتماعی و اقتصادی در مناطق شهری، موجب تضعیف بخش کشاورزی و کاهش تولیدات داخلی می‌شود. از این‌رو، توسعه صنایع تبدیلی در مجاورت مزارع و واحدهای تولیدی کشاورزی می‌تواند به حفظ جمعیت روستایی و تقویت بنیان‌های اقتصادی این مناطق کمک شایانی کند. علاوه ‎بر این، وجود صنایع تبدیلی کشاورزی سبب کاهش ضایعات محصولات کشاورزی، بهبود فرآیند نگهداری و بسته‌بندی، تسهیل در امر حمل‌ونقل، افزایش عمر مفید محصولات و ایجاد ارزش افزوده برای تولیدات خام می‌شود. همچنین، این صنایع به توسعه بخش خدمات، بهبود زیرساخت‌ها و ارتقای سطح فناوری در مناطق روستایی منجر می ‎شوند و ارتباط بین بخش کشاورزی و صنعت را تقویت می‌کنند. در نتیجه، بررسی چالش‌ها و موانع موجود در مسیر ایجاد و توسعه این صنایع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. یکی از مهم‌ترین مراحل در توسعه صنایع تبدیلی، مرحله احداث و راه‌اندازی واحدهای صنعتی است. رفتار سرمایه‌گذاران در این مرحله و مشکلات پیش‌روی آنان می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت یا شکست پروژه داشته باشد. طولانی شدن فرآیند احداث این واحدها نه ‎تنها باعث افزایش هزینه‌های بالاسری و مالی می‌شود، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز ورود رقبا، از دست ‎رفتن بازارهای هدف، کاهش قدرت رقابتی و عقب‌ماندگی فناورانه گردد. به‎ عبارت دیگر، هرچه زمان احداث یک واحد صنعتی طولانی‌تر شود، تأثیر تورم و نوسانات اقتصادی بر هزینه‌های پروژه افزایش می ‎یابد و توجیه اقتصادی آن با چالش جدی مواجه می‌شود. بنابراین، شناسایی و تحلیل عوامل اثرگذار بر مدت ‎زمان ساخت صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی این عوامل و ارائه شواهد علمی برای بهبود سیاست‌گذاری در این حوزه است.
مواد و روش‌‌ها: در این مطالعه، از اطلاعات مربوط به ۱۲۹۰ واحد فعال صنایع تبدیلی کشاورزی استان مازندران در سال ۱۳۹۸ استفاده شده است. برای شناسایی عوامل اثرگذار بر مدت ‎زمان احداث این واحدها، از الگوی خطی سلسله‌مراتبی استفاده گردید. این الگو به‎ دلیل قابلیت تفکیک اثرات در سطوح مختلف، امکان تحلیل دقیق‌تری از نقش عوامل فردی و زمانی را فراهم می‌سازد. در این راستا، واحدهای مورد مطالعه براساس سال شروع ساخت طبقه‌بندی شدند. انتخاب سال شروع ساخت به ‎عنوان مبنای تقسیم‌بندی زمانی، به‎ منظور در نظر گرفتن شرایط اقتصادی، نهادی و محیطی فعالان اقتصادی در دوره‌های مختلف صورت گرفته است. این شرایط شامل تغییرات سیاستی، نوسانات اقتصادی، سطح تورم، دسترسی به منابع مالی و وضعیت بازار هستند که همگی می‌توانند بر مدت زمان احداث پروژه‌ها اثرگذار باشند.
یافته‌‌ها: براساس نتایج الگوی سلسله مراتبی دوسطحی، مقدار آماره مربوط به آزمون LR (199/16) نشان می‌‌دهد که الگوی دوسطحی نسبت به الگوی یک سطحی ارجحیت دارد و فرض صفر مبنی‎ بر یکسان بودن نتایج این دو الگو رد می‌‌شود. متغیرهای نوع مالکیت مکان استقرار و نوع فعالیت در کنار عامل زمان بر مدت ساخت صنایع تبدیلی اثرگذار هستند، به طوری‌که با افزایش اندازه فعالیت (ظرفیت پیشنهادی سرانه) به میزان یک تن در متر مربع، مدت زمان تکمیل واحد 0/01 سال (کمتر از یک ماه) افزایش می‌‌یابد. علاوه بر این، واحدهای خصوصی دو ماه زودتر از واحدهای تعاونی و سهامی تکمیل خواهند شد و به بهره‌‌برداری می‌‌رسند. همچنین، اگر واحدهای جدید در گروه زراعی باشند نسبت به فعالیت‌‌های باغی و دامی به ترتیب 15 و 8/5 ماه زودتر به بهره‌‌برداری می‌‌رسند. علاوه بر این، اگر یک واحد تبدیلی در شهرک‌‌های صنعتی بخواهد احداث گردد، مدت زمان احداث آن 0/84 سال (10 ماه) بیشتر از سایر واحدها است و واحدهای مستقر در سایر مناطق زودتر به مرحله بهره‌‌برداری می‌‌رسند. عامل زمان نیز به طور متوسط 38 درصد از تغییرات در مدت زمان تکمیل واحدها را توضیح می‌‌دهد. کمترین و بیشترین میزان اثرگذاری این متغیر (25 و 46 درصد) چشمگیر هستند.
نتیجه‌‌گیری: ایجاد مشاغل مرتبط با بخش کشاورزی نظیر صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی در مناطق روستایی یکی از راه‌‌های ایجاد شغل و بهبود وضعیت درآمدی خانوارهای روستایی به شمار می‌‌آید. لذا، برداشتن موانع پیش روی ایجاد این صنایع موجب شکل‌‌گیری تعداد بیشتری از این صنایع در مناطق روستایی خواهد شد. سهم عامل زمان گویای آن است که چنانچه یک فعال اقتصادی در زمان‌‌های متفاوت اقدام به شروع احداث واحد کند، مدت زمانی که برای احداث واحد خود صرف می‌‌کند، متفاوت است، به گونه‌‌ای که به طور متوسط 38 درصد تغییرات در مدت زمان تکمیل واحد تحت تأثیر زمان شروع ساخت است. علاوه ‎‎بر عامل زمان، متغیرهایی چون نوع مالکیت، نوع فعالیت و مکان استقرار نیز بر مدتزمان تکمیل پروژه‌‌های احداث اثرگذار هستند. در این مطالعه، با توجه به رانت زمان مواردی چون برقراری عدالت اقتصادی، کنترل عوامل تشکیل دهنده زمان نظیر تورم و اعمال سیاست‌‌های درست و صحیح در کشور توصیه شده است. همچنین، اولویت‌‌بندی در اعطای جوازهای جدید براساس نوع مالکیت و نوع فعالیت صورت پذیرد. به‎ منظور تسریع روند احداث صنایع تبدیلی در شهرک‌‌های صنعتی، توصیه می‌‌گردد که مشکلات و نارسایی‌‌های این مناطق برطرف گردد چرا که این مناطق به دلیل دارا بودن زیرساخت‌‌های لازم و ضروری صنایع از مکان‌‌های مهم جهت احداث به شمار می‌‌آیند.

 
متن کامل [PDF 1049 kb]   (101 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: مدیریت ریسک بازار و تولید محصولات کشاورزی و منابع طبیعی
دریافت: 1404/5/19 | پذیرش: 1404/9/10

فهرست منابع
1. Iran Statistics Center. (2021). www. Amar.org.ir.
2. Bazargan, A. (2008). Diversification of the rural economy in order to achieve sustainable development: Case study Miracles village of Zanjan city, (master thesis), Zanjan University.
3. Davis, B., Winters, P., Carletto, G., Covarrubias, K., Quinones, j., Zezza, A., stamoulis, K., Azzarri, C., & Digiuseppe, S. (2010). A cross-country comparison of rural income generating activities. World Development, 38(1), 48-63. [DOI:10.1016/j.worlddev.2009.01.003]
4. Hatamifard, S. (2012). Factors affecting the low performance of food processing and complementary industries a case study, Zanjan province. Iranian Agricultural Economics and Development Research, 42(3), 413- 421. [In Persian]
5. Hundt, C., & Sternberg, R. (2014). How did the economic crisis influence new firm creation? A multilevel approach based upon data from German regions. Jahrbücher für Nationalökonomie und Statistik, 234(6), 722- 756. [DOI:10.1515/jbnst-2014-0605]
6. Jamali, E. (2014). Hierarchical linear models for social and behavioral research case study. Journal of Measurement and Educational Evaluation Studies, 3(4), 9-35. [In Persian]
7. Kalantari, K., Rahnama, A., & Movahed Mohammadi, H. (2010). Studying driving forces and hampering factors affecting establishment and development of agro-processing industries in North Khorasan province. Agricultural Economics and Development Research, 18(70), 35-47. [In Persian]
8. Moghaddam, M. (2006). Modeling the establishment of sugar industries in east and west Azerbaijan. Economical Modeling, 3(7), 155-173.
9. Munyoki, S. K. (2014). Factors influencing completion of construction projects: a Case of Construction Projects in Nairobi Kenya, (Doctoral dissertation). University of Nairobi.‌
10. Naderi, K., Mahmoudian, H., & Saadi, H. (2015). Study of agro processing industries effects on life conditions: Case study of the Bahar County. Journal of Rural Development Strategies, 2(1), 43- 59. [In Persian]
11. Owusu, V., Abdulai, A., & Abdul-Rahman, S. (2011). Non-farm work and food security among farm households in Northern Ghana. Food Policy, 36(2), 108-118. [DOI:10.1016/j.foodpol.2010.09.002]
12. Pour ramezan, I., & Akbari, Z. (2012). The impact of agricultural complementary processing industries upon rural economy case central part of Rasht. Journal Space Economy and Rural Development, 3(10), 145- 164. [In Persian]
13. Redzuan, M., & Aref, F. (2009). Path-analysis model of the development of handicraft (Batik) industries in Kelantan Malaysia. Journal of American Science, 5(8), 31-38.
14. Shahabi, S., Salehi, A., & Seyfollahi, M. (2016). Investigation of the factors influencing the success of rural industries in employment generation: Case study Isfahan province. Journal of Research and Rural Planning, 4(1), 29- 40. [In Persian]
15. Snijders, T., & Bosker, R. (2000). Multilevel analysis. Sage.
16. Sojasi Gheydari, H., Rumiyani, A. & Sanei, S. (2014). The assessment and explanation of rural industries function regarding development process: Case Saein Ghaleh district in Abhar County. Space Economy and Rural Development, 3(2), 87- 105 [In Persian]
17. Vallaee, M., & Mohammadi Yeganeh, B. (2014). Variation in rural economy as a means of achievement of sustainable development: Case northern Marhamat Abad in Miandoab. Space Economy and Rural Development, 3(8), 54-70. [In Persian]
18. Zahedian Tejeneki, R., Mojaverian, M., & Hosseini Yekani, A. (2020). The role of location on exploitation of agricultural businesses in Mazandaran province: Case study of agricultural processing industry, Iranian Economic Review, 24(3), 793-806.
19. Zahedian Tejeneki, R., Mojaverian, M., & Hosseini Yekani, A. (2020). Ranking of rural business environment in Mazandaran province from the perspective of owners of agricultural businesses. Journal of Entrepreneurial Strategies in Agriculture, 6(12), 69-85. [In Persian] [DOI:10.52547/jea.6.12.69]

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اقتصاد و امنیت غذایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Economy and Food Security

Designed & Developed by : Yektaweb