بهار و تابستان                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
چکیده:   (3 مشاهده)
مقدمه و هدف: بحران کم‌آبی و سهم بالای بخش کشاورزی در مصرف منابع آب، بهبود راندمان آبیاری را به یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری در مدیریت منابع آب تبدیل کرده است. بخش کشاورزی به‌عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب شیرین جهان، با مصرف بیش از ۷۰ درصد منابع آبی، در کانون این بحران قرار دارد. در ایران نیز حدود ۸۰ درصد منابع آب زیرزمینی مصرف شده و شاخص برداشت از این منابع از سقف مجاز ۴۰ درصد بسیار فراتر رفته و به بیش از ۹۰ درصد رسیده است. در چنین شرایطی، مفهوم بهره‌وری آب به‌عنوان یک شاخص کلیدی برای سنجش کارایی مصرف این منبع حیاتی در بخش کشاورزی اهمیت دوچندان می‌یابد و راندمان آبیاری به‌عنوان یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل مؤثر بر بهره‌وری آب، نقشی محوری ایفا می‌کند. حوضه تجن در استان مازندران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های کشاورزی شمال کشور، با تنش آبی و افت سطح آبخوان مواجه است. مرور پیشینه پژوهش نشان می‌دهد که بیشتر مطالعات پیشین یا به تحلیل اثر یک روش آبیاری خاص بر یک محصول معین محدود بوده‌اند، یا صرفاً جنبه‌های فیزیکی بهره‌وری آب را بررسی کرده‌اند و کمتر به تحلیل همزمان الگوی کشت، بهره‌وری اقتصادی آب و رفتار ریسک‌گریز کشاورزان در قالب یک چارچوب تصمیم‌گیری چندمعیاره پرداخته‌اند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثر بهبود راندمان آبیاری بر الگوی کشت و بهره‌وری اقتصادی آب در حوضه تجن با استفاده از مدل برنامه‌ریزی مطلوبیت چندمعیاره مثبت (PMAUP) انجام شد.
مواد و روش‌ها: به‌منظور دستیابی به هدف پژوهش، از مدل PMAUP استفاده شد که امکان لحاظ کردن همزمان سود ناخالص مورد انتظار و اجتناب از ریسک را در تصمیم‌گیری کشاورزان فراهم می‌آورد. تابع مطلوبیت از نوع کاب-داگلاس در نظر گرفته شد و روش کالیبراسیون پیشنهادی گوتیرز-مارتین با برابر قرار دادن نرخ نهایی جانشینی (MRS) با نرخ نهایی تبدیل (MRT) برای استخراج پارامترهای تابع مطلوبیت به کار گرفته شد. داده‌های مورد نیاز شامل سطح زیرکشت، عملکرد، قیمت‌ها و هزینه‌های تولید محصولات آبی منتخب از سایت وزارت جهاد کشاورزی برای سال زراعی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ جمع‌آوری شد. پس از کالیبراسیون مدل، اثر افزایش راندمان آبیاری در قالب سناریوهای ۱۰ تا ۳۰ درصد بر ترکیب الگوی کشت، سود ناخالص، میانگین مصرف آب در هکتار و بهره‌وری اقتصادی آب بررسی شد.
نتایج: نتایج کالیبراسیون نشان داد که مدل به‌کاررفته توانسته است الگوی کشت مشاهده‌شده در منطقه را به‌خوبی بازتولید کند که بیانگر اعتبار مدل در بازنمایی رفتار تصمیم‌گیری کشاورزان منطقه است. بر اساس نتایج کالیبراسیون، وزن معیار سود (73/۰) بسیار بالاتر از وزن معیار ریسک (27/۰) به‌دست آمد که نشان‌دهنده اهمیت بالاتر سود در تصمیم‌گیری کشاورزان منطقه است. نتایج نشان داد که بهبود راندمان آبیاری، تغییرات قابل‌توجهی در الگوی کشت منطقه ایجاد می‌کند. در شرایط پایه، برنج مرغوب با سهم ۶/۴۵ درصد از اراضی آبی، محصول غالب منطقه بود. با افزایش ۱۰ درصدی راندمان، سطح زیرکشت برنج مرغوب به ۲/۳۴ درصد کاهش یافت و در مقابل، سهم کشت برنج پرمحصول به ۸/۳۸ درصد و سویا به ۵/۹ درصد افزایش یافتند. در سناریوی ۲۰ درصدی افزایش راندمان آبیاری، برنج پرمحصول با سهم ۶/۴۵ درصدی جای برنج مرغوب را به‌عنوان محصول غالب گرفت و سویا به ۱/۲۲ درصد رسید. در نهایت در سناریوی ۳۰ درصد افزایش راندمان آبیاری، الگوی کشت به گونه­ای تغییر یافت که در آن برنج پرمحصول با سهم ۵/۴۶ درصد، سویا با ۷/۲۴ درصد و برنج مرغوب با ۶/۲۶ درصد، سه محصول اصلی را تشکیل دادند و سطح کشت کندم کاهش محسوس و کلزا از الگوی کشت حذف شد. در مورد حذف کامل کلزا در این سناریو می‌توان گفت که با وجود سود ناخالص هکتاری بالاتر کلزا، ریسک سود آن و همبستگی آن با سایر محصولات به‌گونه‌ای است که در ترکیب بهینه و در سناریوهای با کاهش محدودیت آب، مطلوبیت نهایی کلزا نسبت به برنج پرمحصول و سویا پایین‌تر قرار می‌گیرد. از منظر شاخص‌های اقتصادی و بهره‌وری، سود ناخالص در سناریوی ۳۰ درصد با رشد ۸۸/۱۵ درصدی نسبت به شرایط پایه به ۸۱۰/۷۳۰ میلیون ریال در هکتار رسید و با وجود افزایش سود، ریسک سود ناخالص ثابت ماند. میانگین مصرف آب در هکتار با کاهش ۱۷/۱۵ درصدی به ۳۲۸/۶۸۷۳ مترمکعب رسید و بهره‌وری اقتصادی آب با رشد ۶۲/۳۶ درصدی به ۱۰۶۳/۰ میلیون ریال بر مترمکعب افزایش یافت. نکته قابل توجه این است که کاهش مصرف آب در هکتار با افزایش سود همراه بود و شاخص‌های بهره‌وری درون‌مزرعه‌ای را بهبود بخشید. با این حال، افزایش سطح زیرکشت محصولات آب‌بر مانند برنج پرمحصول و سویا، پدیده اثر بازگشتی را نمایان ساخت، به‌گونه‌ای که بخشی از صرفه‌جویی آب ناشی از بهبود راندمان، از طریق گسترش کشت محصولات پرمصرف جبران شد.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران و مدیران منابع آب، سرمایه‌گذاری در بهبود راندمان آبیاری را با اولویت سطوح ۱۰ تا ۲۰ درصد دنبال کنند، زیرا بازده اقتصادی این سطوح بالاتر از سطوح بالاتر است. از آنجا که بهبود راندمان آبیاری به‌تنهایی نمی‌تواند به کاهش مصرف کل آب در سطح حوضه منجر شود، لازم است این سیاست‌ها با مدیریت همزمان الگوی کشت و سطح زیرکشت همراه باشند و از ابزارهای اقتصادی مانند قیمت‌گذاری آب، پرداخت‌های جبرانی و سهمیه‌بندی آب استفاده شود. همچنین، سیاست‌های حمایتی ویژه‌ای برای حفظ تولید محصولات استراتژیک مانند گندم و کلزا ضروری است و تشویق کشاورزان به کشت سویا به‌جای بخشی از اراضی برنج مرغوب می‌تواند ضمن کاهش مصرف آب، سود کشاورزان را نیز حفظ کند.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: مدیریت ریسک بازار و تولید محصولات کشاورزی و منابع طبیعی
دریافت: 1405/7/5 | پذیرش: 1405/7/21

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اقتصاد و امنیت غذایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Economy and Food Security

Designed & Developed by : Yektaweb