چکیده مقدمه و هدف در ادبیات اقتصاد خرد و کلان، همواره تحلیل دقیق رفتار تولیدکنندگان و مصرفکنندگان به عنوان یکی از ارکان اصلی شناخت پویاییهای بازار مطرح بوده است. یکی از چالشهای بنیادین در مدلسازیهای تجربی، مواجهه با تعدد متغیرها، بهویژه در بخش کالایی است که میتواند دقت نتایج را تحتالشعاع قرار دهد. در بسیاری از مطالعات اقتصادیِ مرتبط با بازار محصولات کشاورزی و صادراتی، محققان ناچارند به منظور سادهسازی مدل و کاهش پیچیدگیهای محاسباتی، فرض وجود یک «محصول مرکب» را جایگزین تعدادی محصول مجزا نمایند. با توجه به نقش استراتژیک بخش خشکبار در سبد صادرات غیرنفتی ایران و تأثیرپذیری بالای آن از نوسانات شدید قیمتهای جهانی و سیاستهای ارزی، بررسی علمی و دقیق شرایط مرکبسازی کالاهای کشاورزی در مباحث اقتصادی، از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش، ارائه یک چارچوب تحلیلی برای آزمون قابلیت ادغام اقلام منتخب خشکبار صادراتی است تا بستری مطمئن برای تحلیلهای کلانتر اقتصادی، پیشبینیهای آتی و مدلسازیهای عرضه و تقاضا فراهم گردد. مواد و روشها در این پژوهش، به منظور حصول نتایج دقیق و مبتنی بر واقعیتهای تجاری و اقتصادی، شرایط مرکبسازی اقلام منتخب خشکبار صادراتی ایران با استفاده از روش «مرکبسازی تعمیمیافته»[1] مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. دادههای مورد نیاز این مطالعه به صورت سری زمانی سالیانه و با دقت بالا از آمارنامههای رسمی مرکز آمار ایران، بانک مرکزی و پایگاههای دادههای وزارت جهاد کشاورزی برای دوره زمانی ۳۷ ساله (۱۴۰۰-۱۳۶۳) جمعآوری شده است. این بازه زمانی طولانی، این امکان را فراهم میآورد که چرخههای مختلف اقتصادی، تکانههای قیمتی و تحولات بازارهای صادراتی در بازار خشکبار ایران به خوبی پوشش داده شود. در فرآیند تحلیل، ابتدا متغیرهای شاخص قیمت برای اقلام منتخب استخراج شده و سپس با بهرهگیری از آزمونهای استاندارد ریشه واحد، ویژگیهای آماری دادهها از منظر مانا بودن مورد واکاوی قرار گرفتند.در این پژوهش گروه سبدخشکبار مورد بررسی شامل پسته، بادام، گردو، فندق، کشمش، قیسی زردآلو، انجیرخشک، توت سفیدخشک و خرما بود. یافتهها جهت اجرای موفق آزمون GCCT، در مرحله نخست، پایایی دادههای سری زمانی با استفاده از آزمون «دیکیفولر تعمیمیافته» با دقت بسیار بالا مورد بررسی قرار گرفت تا از بروز مشکلات ناشی از رگرسیون کاذب و نتایج گمراهکننده جلوگیری شود. پس از اطمینان از مانایی و درجات جمعی متغیرها، نتایج حاصل از آزمون جمعپذیری برای متغیرهای شاخص قیمت نسبی محصولات منتخب خشکبار صادراتی ایران تحلیل گردید. یافتههای تجربی نشان داد که شاخص قیمت نسبی تمامی محصولات منتخب در این مطالعه، دارای یک رفتار همبسته، همسان و پایدار در بلندمدت هستند و در واقع، این محصولات در یک گروه همجمع قرار میگیرند که این امر بیانگر وجود یک عامل مشترک مؤثر بر قیمتهای آنها است. این یافته کلیدی به لحاظ آماری تأیید میکند که فرضیه وجود یک شاخص واحد برای محصولات مورد مطالعه، از نظر مبانی ریاضیِ مرکبسازی کاملاً صادق است. به عبارت دیگر، نوسانات قیمت این اقلام در طول دوره مورد بررسی، به گونهای بوده است که میتوان تمامی آنها را تحت یک عنوان کلی «خشکبار صادراتی» در یک گروه قرار داد، بدون آنکه خطای قابل توجهی در نتایج مدلهای اقتصادسنجی آتی ایجاد شود. این انسجام آماری، یافتهای استراتژیک برای پژوهشهای آتی محسوب میشود که نشاندهنده یکپارچگی رفتاری بازار خشکبار در مواجهه با تغییرات محیطی است. نتیجهگیری با توجه به نتایج بهدستآمده، میتوان با قطعیت استنباط کرد که بین متغیرهای شاخص قیمت نسبی خشکبار منتخب صادراتی ایران و لگاریتم شاخص قیمت کل گروه، ارتباط معنادار و استانداردی وجود دارد. این یافتهها به طور قطع نشان میدهند که فرآیند مرکبسازی در اینجا واجد شرایط لازم بوده و از اعتبار کافی برخوردار است. بنابراین، پژوهشگران، تحلیلگران بازار و سیاستگذاران اقتصادی میتوانند مطالعات آتی خود را با اطمینان کامل از صحت گروه بندیِ انجام گرفته در این تحقیق پیش ببرند. این یافته زمینه را برای سادهسازی مدلهای پیچیده در تحقیقات آتی هموار کرده، از اتلاف منابع محاسباتی جلوگیری میکند و دقتِ برآوردهای تجربی را به نحو چشمگیری افزایش میدهد. در نهایت، توصیه میشود در مدلسازیهای کلاننگرِ بخش کشاورزی، از نتایج این بررسی برای انسجامبخشی به دادههای صادراتی استفاده شود تا هم سیاستهای توسعه صادرات بر پایه اطلاعاتی دقیقتر و با سوگیری کمتر و نیز سیاست های مشترک تجاری برای انواع خشکبار تدوین گردند.