بهار و تابستان                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


مدرس دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
چکیده:   (2 مشاهده)

مقدمه و هدف: محصولات تازه کشاورزی مانند گوجه‌فرنگی به دلیل ماهیت فسادپذیر، نرخ بالای کاهش کیفیت پس از برداشت و حساسیت بالا به شرایط محیطی، یکی از چالش‌برانگیزترین کالاها در مدیریت زنجیره تأمین خرده‌فروشی محسوب می‌شوند. بر اساس گزارش FAO (2024)، حدود 14 درصد از تولید جهانی مواد غذایی در مرحله پس از برداشت تا پیش از خرده‌فروشی و سهم قابل‌توجهی نیز در سطح فروشگاه‌ها به ضایعات تبدیل می‌شود. گوجه‌فرنگی به‌عنوان یکی از پرمصرف‌ترین محصولات تازه در سبد غذایی خانوارهای ایرانی، به دلیل نرخ بالای تنفس، حساسیت به دمای محیط و کاهش سریع سفتی بافت، در زمره حساسترین محصولات فسادپذیر قرار دارد. یکی از کارآمدترین راهکارهای مدیریت موجودی و کاهش ضایعات، استفاده از استراتژی قیمت‌گذاری پویا از طریق تعدیل قیمت در ساعات مختلف روز است. با وجود گستردگی پژوهش‌ها در این حوزه، مرور نظام‌مند ادبیات نشان می‌دهد که اکثر مطالعات بر روی «مقدار یا عمق تخفیف» متمرکز بوده‌اند و به‌ندرت به این پرسش اساسی پاسخ داده‌اند که چه عواملی تعیین می‌کنند یک فروشنده چند بار در طول روز قیمت محصول خود را تغییر دهد (تعداد سطوح قیمتی روزانه). این شکاف پژوهشی، انگیزه اصلی شکل‌گیری پژوهش حاضر است. ازاین‌رو، هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تحلیل هم‌زمان مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده تعداد سطوح قیمتی روزانه (تعداد دفعاتی که قیمت گوجه‌فرنگی در یک روز فروش تغییر می‌کند) در سه فروشگاه میوه و تره‌بار شهر گرگان است. نوآوری اساسی مقاله در آن است که برای نخستین بار، «تعداد سطوح قیمتی» را نه به‌عنوان یک ابزار مدیریتی، بلکه به‌عنوان یک پدیده رفتاری چندعاملی و وابسته معرفی می‌کند و به مدل‌سازی اقتصادسنجی آن با استفاده از داده‌های خرد روزانه می‌پردازد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش‌شناسی، یک مطالعه کمی مبتنی بر داده‌های پانل روزانه است. داده‌های مورد نیاز طی سال 1402(میلادی 2023) از سه فروشگاه میوه و تره‌بار دارای مجوز از شهرداری در شهر گرگان جمع‌آوری گردید. متغیر وابسته پژوهش، «تعداد سطوح قیمتی روزانه» با سه سطح اسمی شامل 1 (یک قیمت ثابت در طول روز)، 2 (دو قیمت مجزا) و 3 (سه قیمت یا بیشتر در طول روز) در نظر گرفته شد. متغیرهای مستقل شامل قیمت اولیه گوجه‌فرنگی در ابتدای روز (هزار تومان)، هویت فروشگاه (فروشگاه دوم در مقایسه با فروشگاه سوم به‌عنوان گروه مبنا)، الگوی روزهای هفته (دوشنبه و سه‌شنبه در مقایسه با جمعه، و چهارشنبه و پنج‌شنبه در مقایسه با جمعه) و لگاریتم طبیعی نسبت محصول باقی‌مانده پایان روز به مقدار خرید اولیه بودند. از آن‌جایی که محاسبه لگاریتم نیازمند مقادیر مثبت است، تعداد 42 مشاهده با نسبت صفر یا منفی حذف و مدل نهایی بر روی 150 مشاهده (روز-فروشگاه) برآورد گردید. با وجود ترتیب طبیعی متغیر وابسته، به دلیل نامساوی بودن فاصله بین سطوح و متفاوت بودن مکانیسم تصمیم‌گیری فروشندگان، از مدل لاجیت چندجمله‌ای به‌جای مدل‌های ترتیبی استفاده شد. برآورد پارامترها با نرم‌افزار Stata و روش حداکثر راست‌نمایی انجام گرفت. متغیرهای کنترل اضافی (دما، نسبت فروش، تعطیلات و وقفه‌دار ضایعات) به دلیل عدم‌معناداری یا مشکلات همگرایی از مدل نهایی حذف گردیدند.
یافته‌ها: نتایج آمار توصیفی نشان داد که الگوی غالب قیمت‌گذاری، استفاده از دو سطح قیمتی در طول روز است که بیش از75  درصد از مشاهدات (113 مورد از 150 مشاهده) را به خود اختصاص داده است. روزهایی با یک سطح قیمتی و سه سطح قیمتی به‌ترتیب 12 درصد (18 مورد) و 67/12 درصد (19 مورد) از کل مشاهدات را تشکیل می‌دهند. همچنین با افزایش تعداد سطوح قیمتی از یک به سه سطح، میانگین نسبت محصول باقی‌مانده در پایان روز از حدود 18 درصد به 11 درصد کاهش یافت که نشان‌دهنده کارایی نسبی قیمت‌گذاری پویاتر در مدیریت موجودی است. نتایج برآورد مدل لاجیت چندجمله‌ای نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است (LR chi2(10) = 82.50, Prob > chi2 = 0.0000) و مقدار Pseudo R² برابر با 35/38درصد به‌دست آمد. یافته‌های اصلی: (1) قیمت اولیه دارای تأثیر منفی و معنادار بر احتمال استفاده از هر دو سطح دو قیمتی (3/0-) سه قیمتی (21/0-) است. (2) فروشگاه دوم نسبت به فروشگاه سوم، تمایل بیشتری به استفاده از قیمت‌گذاری چندسطحی دارد (ضرایب 018/2 و 231/3). (3) روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه احتمال تغییر قیمت را افزایش می‌دهند. (4) برخلاف انتظار نظری، نسبت بالاتر محصول باقی‌مانده، اثر منفی بر تعداد سطوح قیمتی دارد. (5) اثر روزهای دوشنبه و سه‌شنبه فقط در سطح دو قیمتی و به‌صورت مرزی معنادار بوده است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که تصمیم خرده‌فروشان برای تغییر مکرر قیمت، فرآیندی پیچیده و چندوجهی است که به‌طور هم‌زمان از نشانه‌های هزینه‌ای (قیمت اولیه و ضایعات)، زمانی (روزهای پایانی هفته) و نهادی (ویژگی فروشگاه) تأثیر می‌پذیرد. این نتیجه با ادبیات کلاسیک قیمت‌گذاری پویا و مدیریت موجودی محصولات فسادپذیر همخوانی دارد. از منظر مدیریتی، فروشگاه‌های دارای موجودی مازاد می‌توانند به‌جای کاهش حاشیه سود از ابتدای روز، با افزایش دفعات تغییر قیمت (به‌ویژه در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه) به مدیریت بهتر موجودی و کاهش ضایعات بپردازند. با توجه به محدودیت‌هایی نظیر کوچکی حجم نمونه و عدم دسترسی به متغیرهای کیفی، پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی با گسترش نمونه و روش‌های شبه‌آزمایشی، رابطه علی بین تعداد سطوح قیمتی و کاهش ضایعات را دقیق‌تر بررسی کنند.
 

     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: بازار محصولات کشاورزی و منابع طبیعی
دریافت: 1405/3/30 | پذیرش: 1405/6/12

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اقتصاد و امنیت غذایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Economy and Food Security

Designed & Developed by : Yektaweb