چکیده: (5 مشاهده)
مقدمه و هدف: امنیت غذایی به عنوان یکی از مهمترین ابعاد توسعه اقتصادی و اجتماعی، نقش اساسی در ارتقای رفاه جوامع و دستیابی به اهداف توسعه پایدار ایفا میکند. دسترسی پایدار به غذای کافی، سالم و مغذی از جمله حقوق اساسی انسانها محسوب میشود و تأمین آن همواره در کانون توجه سیاستگذاران قرار داشته است. در دهههای اخیر، رشد سریع جمعیت، گسترش شهرنشینی، تغییرات اقلیمی، نوسانات اقتصادی و افزایش فشار بر منابع طبیعی، چالشهای متعددی را برای تأمین امنیت غذایی به وجود آورده است. کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی نیز به دلیل تفاوت در ساختارهای اقتصادی، سطح توسعه، شرایط محیطی و وابستگی به بخش کشاورزی، با چالشهای متفاوتی در زمینه امنیت غذایی مواجه هستند. ازاینرو، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارزیابی اثر متغیرهای اقتصادی و زیستمحیطی بر شاخص امنیت غذایی در کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی است.
مواد و روشها: برای دستیابی به اهداف پژوهش، از دادههای پانلی 46 کشور عضو سازمان همکاری اسلامی در دوره زمانی 2005 تا 2020 استفاده شد. متغیر وابسته پژوهش شاخص امنیت غذایی بوده و متغیرهای توضیحی شامل تولید ناخالص داخلی، شاخص قیمت، انتشار دیاکسید کربن، میزان مصرف زیستتوده، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و جمعیت شهری هستند. با توجه به وجود وابستگی مقطعی میان کشورهای مورد مطالعه، ابتدا پایایی متغیرها با استفاده از آزمون دیکی–فولر گسترشیافته مقطعی (CADF) مورد بررسی قرار گرفت. پس از اطمینان از ویژگیهای آماری دادهها، روابط بین متغیرها با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیمیافته انعطافپذیر (FGLS) برآورد شد.
یافتهها: نتایج برآورد مدل نشان داد که متغیرهای اقتصادی و محیطی منتخب اثرات متفاوتی بر امنیت غذایی کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی دارند. یکی از مهمترین یافتههای پژوهش مربوط به اثر منفی جمعیت شهری بر امنیت غذایی است. بر اساس نتایج، افزایش یک درصدی جمعیت شهری موجب کاهش حدود 0.08 درصدی شاخص امنیت غذایی و تولید مواد غذایی میشود. این یافته بیانگر آن است که گسترش شهرنشینی در کشورهای مورد مطالعه، با کاهش نیروی کار فعال در بخش کشاورزی و تغییر کاربری اراضی کشاورزی به مناطق مسکونی و صنعتی همراه بوده است. از سوی دیگر، الگوهای مصرف در مناطق شهری و گرایش بیشتر نیروی کار به فعالیتهای صنعتی و خدماتی سبب کاهش مشارکت در فعالیتهای کشاورزی میشود که این امر ظرفیت تولید مواد غذایی را محدود میکند. در خصوص انتشار دیاکسید کربن، نتایج نشان داد که این متغیر از نظر آماری اثر معناداری بر امنیت غذایی ندارد. این موضوع میتواند ناشی از تفاوت در سطح توسعه اقتصادی، ساختار تولید و میزان آسیبپذیری کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی در برابر پیامدهای زیستمحیطی باشد. متغیر تولید ناخالص داخلی دارای اثر مثبت و معنادار بر شاخص امنیت غذایی است که نشان میدهد رشد اقتصادی از طریق افزایش درآمد، بهبود قدرت خرید خانوارها، توسعه زیرساختهای تولید و توزیع غذا و ارتقای سرمایهگذاری در بخش کشاورزی میتواند به بهبود وضعیت امنیت غذایی منجر شود. در مقابل، شاخص قیمت اثر منفی و معناداری بر امنیت غذایی دارد؛ به این معنا که افزایش سطح عمومی قیمتها و کاهش قدرت خرید خانوارها، دسترسی به مواد غذایی را محدود کرده و امنیت غذایی را تضعیف میکند. همچنین نتایج نشان داد مصرف زیستتوده اثر منفی و معناداری بر امنیت غذایی دارد. این یافته بیانگر آن است که استفاده گسترده از محصولات کشاورزی برای تولید انرژی زیستی میتواند موجب تخصیص بخشی از منابع و اراضی کشاورزی به تولید سوخت به جای تولید مواد غذایی شود و در نتیجه ظرفیت تولید غذا را کاهش دهد. سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز اثر منفی و معناداری بر امنیت غذایی نشان داد. این نتیجه میتواند ناشی از تمرکز سرمایهگذاریها در بخشهای غیرکشاورزی یا خروج منابع از فعالیتهای تولیدکننده مواد غذایی باشد که در نهایت تأثیر نامطلوبی بر امنیت غذایی برجای میگذارد.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که عوامل اقتصادی و محیطی نقش تعیینکنندهای در وضعیت امنیت غذایی کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی دارند. اثر مثبت تولید ناخالص داخلی بر امنیت غذایی اهمیت رشد اقتصادی فراگیر و تقویت ظرفیتهای تولیدی را برجسته میسازد. در مقابل، اثر منفی تورم بیانگر ضرورت اجرای سیاستهای تثبیت اقتصادی و کنترل قیمتها به منظور حفظ قدرت خرید خانوارها و افزایش دسترسی به مواد غذایی است. همچنین نتایج مربوط به شهرنشینی نشان میدهد که توسعه نامتوازن شهری میتواند تهدیدی برای امنیت غذایی باشد؛ بنابراین، اجرای سیاستهایی در جهت تقویت جمعیت و اشتغال روستایی، حمایت از فعالیتهای کشاورزی، جلوگیری از تخریب و تغییر کاربری اراضی کشاورزی و ایجاد انگیزه برای ماندگاری نیروی کار در مناطق روستایی ضروری است. اعطای یارانهها، تسهیلات مالی و برنامههای واگذاری زمین به خانوارهای روستایی میتواند در این زمینه مؤثر باشد. علاوه بر این، با وجود مزایای زیستتوده و سوختهای زیستی در تأمین انرژی، استفاده گسترده از این منابع بدون در نظر گرفتن محدودیتهای بخش کشاورزی ممکن است به کاهش تولید مواد غذایی منجر شود. ازاینرو، دولتها باید از طریق سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و افزایش بهرهوری کشاورزی، تعادل مناسبی میان اهداف امنیت انرژی و امنیت غذایی برقرار کنند. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید میکند که ارتقای امنیت غذایی در کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی نیازمند رویکردی جامع است که همزمان ابعاد اقتصادی، جمعیتی و زیستمحیطی را در سیاستگذاریهای توسعهای مورد توجه قرار دهد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
سیاست گزاری و مدیریت بازار محصولات کشاورزی و منابع طبیعی دریافت: 1405/3/12 | پذیرش: 1405/7/7